خرید بک لینک

روز و شب گریم به یاد خاطرات تو

راحت جان تو بودی، عشق پنهان تو بودی

روزگاری دل به دام تو فتاده بود

همدم شبها، رباب و جام باده بود

همچو پروانه به گرد شمع روی تو

جان و دل شعلهور بود، گریهها تا سحر بود

ناگهان بهاران خزان شد، چهرهات ز دیده نهان شد

ابر چشمم خون فشان شد، غم عشقت آتش به جان شد

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:40

چون خيال تو درآيد به دلم رقص کنان

چه خيالات دگر مست درآيد به ميان

سخنم مست و دلم مست و خيالات تو مست

همه بر همدگر افتاده و در هم نگران!

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:40

كسي چه ميداندمن امروزچند بار فرو ريختمچند بار دلتنگ شدماز ديدن كسي كهفقط پيراهنش شبيه تو بود ...همین جمعه جلوی تالار یکی رو دیدم که داشت جلو عروس داماد میرقصد منم خجالت کشیدم نگاه کنم اما تو نمیدونی چ

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:40

هر انسانی یک بار،
برای رسیدن به یک نفر، دیر می کند. و پس از آن،
برای رسیدن به کَسان دیگر، عجله ای، نمی کند!

وقتی که بود
میگفتم دیگر هیچ چیز نمیخواهم
حالا که نیست
بازهم میگویم دیگر هیچ چیز نمیخواهم
اما
آن نخواستن کجا و این کجا…!

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 4:40

صفحه بندی